۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

آفرین بر قلم پاک خطا پوشش باد

روز گاری
می نوشتند :
"نصب " هر گونه آگهی جرم است 
کنون 
می نویسند :
"کسب" هر گونه آگهی جرم است
-----
پ.ن: 
* جرمی از جرائم رایانه ای مبنی بر فیلتر کردن - نزدیک به 8 ماه - وبلاگم پیدا نکردم ؛ جز همین نوشته که این روزها جرمی است غیر قابل انکار و غیر قابل بخشش گویا :دی
** در مورد روند ادامه وبلاگ حتما خواهم گفت (انشالله)

۱۳۸۹ مهر ۱۷, شنبه

گردیم ما آن شبروان اندر پی ماه نهان ...


اللهم نور قلوبنا بالقرآن 
و زین اخلاقنا بالقرآن
و اصلح امورنا بالقرآن
 وارحم شهداءنا بالقرآن
واشف مرضانا بالقرآن
واغفرامواتنا بالقرآن
و اد دیوننا بالقرآن
واحشر امامنا الخمینی مع النبین و الصدیقین بالقرآن
اللهم اجعل القرآن لنا فی الدنیا قرینا
و فی القبر مونسا و انیسا
و فی القیامة شافعا و شفیعا
و فی الجنة رفیقا و شفیقا
و علی الصراط نورا و دلیلا
و من النار سترا و حجابا
...

به مدد قرآن باشد تا آغازی دگر ...
------
پ.ن:
این هم اوفی بعهدکم مان اخوی ! خوب شد ؟ :-) ( رو نوشت خاص )

۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

اوین از منظر دانشگاه

این جا دانشگاه شهید بهشتی است ! منتها منظره اوین !
نزدیکترین نقطه دانشگاه به زندان اوین !
یعنی دقیقا بالای مزار شهدای گمنام دانشگاه !

و این عکس منظره از بالای اوین و دانشگاه است ! سمت راست تصویر(با کلیک روی تصویر؛در اندازه بزرگ تر مشاهده کنید) از زمین چمن دانشگاه که رو به روی دانشکده اقتصاد است متوجه محدوده دانشگاه می شوید ! به بالاتر تصویر بیائید...جائیکه نزدیک ترین نقطه است...درست بالای سر شهیدانمان... شایدم درست پائین پای شهیدانمان؛اسیرانمان هستند !
در سمت چپ این مکان ؛ محوطه درختکاری شده ای است و سپس محدوده و دیوار های زندان که در عکس اول واضح تر است !مخصوصا برج دیده بانی زندان !
اگر دقت کنید به عکس اول از دانشگاه و نشانه آن لوله های زرد رنگ را برای خود بگذارید و سپس به این عکس مراجعه کنید(+) متوجه موقعیت دقیقا خواهید شد
از آن زمان که در 16 آذر دانشجویان بر بالای بام دانشگاه آمده(+) و پس از تجدید میثاق با شهیدان نشان دادند "الله اکبر"های عملیات هنوز طنین انداز شهر است ! این مکان نگهبان دارد و عکس برداری از آن محدودتر است ؛ حتی از بودن در آنجا ؛بس که نگاه است و وارسی(تازه ما که آشنای دیرینه شهیدانیم) حس خوبی نداری..حتی به هنگام خواندن دعا و...(خودتان می دانید) به همین خاطر با توجه به مه غلیظ صبح گاهی, نتوانستم عکس مناسبی بگیرم... و بعد هم که این روز ها سوز و سرمای زمستان است و دانشگاه روی کوه و سرمای شدید آن حتی به هنگام ظهر.....
{سیستم گرمایی زندان از کار افتاده....آن به کنار... شنیدم عزیزی را از ساعت یک بامداد تا 3 صبح بدون جوراب و کفش مجبور به راه رفتن همراه یک عزیز دیگر در محوطه زندان کرده اند؛محض تنبیه!(نام ورژن جدید شکنجه آقایان است که گذاشته اند)... این محدوده زندگی کرده باشید !بهتان می گویم این روزها... سرمای آنجا یعنی چه!!!!!؟
بگذریم..}
اوایل ؛ وقت سحرگاهان برای خواندن دعای عهد به بالای سر شهیدان دانشگاه می رفتم... صبح ها سعی می کردم زودتر به دانشگاه بیایم که نیم ساعت قبل از 8 بتوانم دعا را بخوانم! اصلا متوجه این موضوع نبودم و نشدم!
اما این روزها... در این ماه های اخیر.... تازه به قرابت این دو مکان پی بردن !...شهادت و اسارت... مخصوصا وقتی از تبار هر دویشان بشوی!
گاهی ردای شهادت جز با اسارت پایدار نخواهد ماند و تو...وارث این ردایی!
آن روز که سلام گفتم بر شهیدان زنده خداوند در عصر آخر الزمانش(+)...
یادم است می خواندم که امام(س) بعد از انقلاب فرمودند :
باید زندان های ما ؛دانشگاه شود !
این را وقتی می فهمی که برای هوا خوری...بیایی در محوطه زندان و بالای سرت را که بنگری...حصار دانشگاه شهید بهشتی را هم ببینی...( یاد حرف سید(+) )
برادران گرامی ما زحمت کشیده و گویا اوین را خالی کرده اند و بنا بر گفته فرمانده چی چی شان که ...ما برای همه جا داریم؛خیالتان تخت !... و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز نزدیک است ! و اینهایی که گفته ام اصلا به هم ربط نداشت ولی باید خواننده خودش عاقل باشه ....
و از آنجا که شما اکثرا با چشم بند هستید و می چرخید تا دوباره به منزل تان!! بر گردید و باز از آنجا که با چشم بسته اگر به هوش باشید !!و سالم !! نا خود اگاه حس جغرافیا شناساییتان گل می کند انهم بدلیل حس کاملا خدایی و استعداد کاملا نهفته و فطری دلتان می خواهد هر لحظه بدانید کجائید و...
باز اینها هیچ ربطی به هم نداشت و خواننده باید خودش عاقل باشه ...ولی
تصمیم شد آنچه می دانیم را قسمت کنیم تا درس عبرتی باشد برای باقیماندگان! (امیدوارم بعد ها موزه عبرت 2 نشود ) البته اگر شانستان در حد تیم ملی باشد و عمرتان به قدر نوح و صبرتان ایوب را در جیب کوچکش بگذارد و اینها و تااااااااازه لطف الهی مشمول حالتان گردد و اوین عبرتکده تان شود !


این عکس محدوده بالای زندان اوین است !(ببخشید فارسی اش را بر عکس بخوانید :دی ){محدوده های خط سفید محدوده کل زندان است ...بر روی عکس ها کلیک کنید تا بزرگ تر ببینید....}

عکس بالارا ریز تر نگاه می کنیم... این محدوده شمالی زندان است ! و آن حسینیه شهید کچوئی است !البته فکر نکنید که برای ادای نماز های سه گانه می روید آنجا! درست است که مقاومت است و نبردی سخت در پیش!اما "دو کوهه" که نیامدید! اگر چه ممکن است یاد شهید همت و حسینیه اش برای نماز زیاد بیفتید .
البته گاها به علل تعدد زندانیان به صورت ناگهانی!! بازجوئی ها در حسینیه و نماز خانه انجام می شود
اگر حس کردید محل بازجوئیتان ناگهانی تغییر یافته؛پس حتما بیرون خیلی خبره :دی
اون قسمت آبی را هم کاری نداشته باشید :دی

این عکس محدوده جنوبی زندان است !و اما این عکس.... پائین خط زردی کشیده شده است.... و بالای خط زرد مستطیل سفید رنگی است !...
فاصله آن مستطیل بالای خط زرد را تا مستطیل بعدی ِ بالائی مد نظر بگیرید..همان که در عکس جنگل سبز است..کار داریم با آن :دی
ان خط زرد همانجایی است که احیانا خانواده تان هی می آیند و می روند و می آیند و می روند(دوور از جووونتان البته؛نصیب دشمنانتان) و بعضا تا بدین زمان تجمع هایی مقابلش صورت گرفته است !
و اما....
و اما بند معروف 209
متعلق به وزارت اطلاعات(هاا؟نیی دونم) که در دو طبقه است
باز خدا نصیبتان نفرماید انشاءلله ...(فارسی اش را بر عکس بخوانید :دی )
اگر باران یا برف ببارد..صاف درون سلولتان است..شانس بیاورید طبقه پائین باشید که سلولتان خیس خیس نشود
شانس هم نیاورید... نیاورید... به خودتان بگوئید بر سر پائینی شما هم می چکد... تازشم :دی
شرمنده دیوارها از سیمان است و سیستم گرمایشی خراب و تنها وسیله گرمایی شده پتوهایی که تحویلتان می دهند که انهم ممکن است بر اثر باران و برف و امدنش به داخل سلول شما خیس شود!
مراقب خودتان باشید که کلیه هاتان آسیب نبیند!یا دچار عفونت و... نشوید...
حس پروانه ای تان هم گل نکند دست ببرید زیر باران و...


لبخند بزنید !:دی
این جا؛جای خوبی است... ممکن است آرزویتان بشود.... محل ملاقات زندانیان است !
****
پ.ن:
*شرمنده محبت دوستان در غیابمان!
**تبریک و شاد باش خود را برای آزادی مجاهد نستوه انقلاب و پس از آن ؛ آقای "ابولفضل قدیانی"را نثار فرزند پاکشان کردیم(+) اما باز همین جا نیز تبریک عرض می کنم !ضمن آنکه سلام گرم مادر را خدمت مادر بزرگوار ایشان که خواهر شهید نیز هستند و خودشان از مجاهده های انقلاب و مقاومین عرصه ایثار و استقامت و پاک دلی هستند می رسانم!

***از اسارت و سپس آزادی برادرمان؛فرزند شهید آقای "علی اشرف فتحی"(+)همزمان با خبر شدم!متاسفانه نبودم که سریعتر تاسف و بعد تبریک عرض کنم!آزاده سر افراز؛آزادیتان مبارک!(+) عکس آزادی از زندان دژخیم ؛در وبلاگ چه بد است که از محوطه دانشگاه شهید بهشتی و میدان اصلی اش باشد! اگر چه قرابتی دارد بس نا گفتنی که چشیدنی است!(+)
مخصوصا وقتی اتهام بشود تبلیغ علیه نظام و ... از این جور اتهامات دری وری و چرند که با مطالب وبلاگ صورت گرفته.
...
یادم است چندی پیش...خیلی هم دور نه...دو سال... می گفتم :"وبلاگ نویسم!"یکی از دوستان گفتند :برای اوقات فراغتت دیگه؟کار بهتری نمی خوای بکنی؟و....بعد یک سال پیش؛ همین شخص شدند مسئول وبلاگ طلاب در شاخه ای !
بی خیال که در بازجوئی می پرسند sarvarات کیه ؟.... هی بچرخ دور خودت که من سروری ندارم...هنوز نرفتم خونه بخت ! :دی ... بعد نگو می گن server یعنی !...
حالا وبلاگ نویسی جرمی است بس نا بخشودنی!که عاقبتش را چندی بعد؛ پشت کامیونهای بین شهری خواهید دید!

****کامنتهای پست قبل را پاسخ خواهم داد انشاءلله!
***** خوبیم و زنده ایم به دعای دوستان و یاران ! و باز همپای عزیزان تا نهضت امام ؛همچنان پایدار و استوار بماند!(انشاءلله)
***** متوجه شدم که دوستان در ایمیل و پی ام اشاره به خرابی قسمت نظرات کرده اند که نمی توانند نظر بگذارند ! من بی تقصیرم و فکر نمی کنم ایرادی از وبلاگ و... باشد ! ممکن است برای سیستم بلاگری ِ بلاگ اسپات باشد ! خیلی وقت است نیامدم و اصلا نظر در این سیستم ها نداده ام ولی...به هر حال اگر از طرف من قابل حل باشد سعی خودم را خواهم کرد. ضمنا از لطف بی نهایت دوستان نیز ممنون و بابت نظرات که نشده تا کنون بگذارند و وقت و نیرویشان صرف شده عذر خواهی می کنم




۱۳۸۸ دی ۵, شنبه

"کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"یمان شد

اگر نمی رفت وقایع این تاسوعا و اگر به چشم نمی دیدم ...شاید این پست شکل نمی گرفت!
نقلی به کلام اماممان(س)در سال 56 و 57 و ماه محرم بزنیم :

من خوف این را دارم که شما ملت بزرگ ایران، که برای خدا قیام کردید و برای خدا جوانهایتان را دادید و برای خدا زحمات طاقت فرسا کشیدید و همه چیزتان را فدای اسلام کردید، با این جریانی که به نظر می آید که دارد پیش می رود، یک وقتی متوجه بشوید که _ خدای نخواسته _ با انعزال این مردم، اینهایی که خدمتگزار هستند، یک حکومت قلدری با اسم اسلام، با اسم جمهوری اسلامی، با اسم خدمتگزار به اسلام بیاید و همه ی زحمتهای شما و خونهایی [را] که دادید، هدر ببرد.»

صحیفه امام، جلد 15 ص ص366

آن روزی که شما احساس کردید که می خواهید فشار به مردم بیاورید، بدانید که دیکتاتور دارید می شوید. بدانید که معلوم می شود مردم از شما رو برگردانده اند

صحیفه امام، جلد 18، ص
79

"باید از اواخر عمر این‌ دیکتاتورها بترسیم. اواخر عمرشان‌ دیوانه‌ می‌شوند آقا محمدخان‌ قاجار هم‌ دیوانه‌ شد آن‌ آخر عمرش، نادر شاه‌ هم‌ دیوانه‌ شد آن‌ آخر عمرش”
در جستجوی‌ راه‌ از کلام‌ امام، دفتر شانزدهم، ص‌ 245

حضرت سیدالشهدا – سلام الله علیه – به همه آموخت که
در مقابل ظلم ، در مقابل ستم ، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد. با اینکه از اول می دانست که در این راه که می رود، راهی است که باید همه اصحاب خودش و خانواده خودش را فدا کند و این عزیزان اسلام را برای اسلام قربانی کند، لکن عاقبتش را هم می دانست . اگر نبود این نهضت ؛ نهضت حسین – علیه السلام – یزید و اتباع یزید اسلام را وارونه به مردم نشان می دادند. و از اول ، اینها اعتقاد به اسلام نداشتند و نسبت به اولیای اسلام حقد و حسدداشتند.

آن روزی هم که حضرت سیدالشهدا رامظلوم شهید کردند، بعضی از اشخاصی که بودند،
او را به اسم خارجی و اینکه درحکومت حق وقت !!!! قیام کرده است ، اینطور معرفی کردند. لکن نور خدا می درخشد وخواهد درخشید و عالم را خواهد از نور پر کرد.
آنها به ما فهماندند که در مقابل جائر، در مقابل حکومت جور، نباید زنها بترسند ونباید مردها بترسند. در مقابل یزید، حضرت زینب – سلام الله علیها – ایستاد و آن را همچوتحقیر کرد که بنی امیه در عمرشان همچو تحقیری نشنیده بودند، و صحبتهایی که در بین راه و در کوفه و در شام و اینها کردند و منبری که حضرت سجاد – سلام الله علیه – رفت وواضح کرد به اینکه قضیه ، قضیه مقابله غیر حق با حق نیست ؛ یعنی ، ما را بد معرفی کرده اند؛ سیدالشهدا را می خواستند معرفی کنند که یک آدمی است که در مقابل حکومت حق وقت !!!؛ خلیفه رسول الله!!! ایستاده است . حضرت سجاد این مطلب را در حضورجمع فاش کرد و حضرت زینب هم .
باید تسلیم شد؟ باید تخفیف درمجاهده قائل شد؟ یا باید همانطوری که زینب – سلام الله علیها – در دنباله آن مصیبت بزرگی که تصغر عنده المصائب ، ایستاد و در مقابل کفر و در مقابل زندقه صحبت کرد و هرجا موقع شد، مطلب را بیان کرد و حضرت علی بن الحسین – سلام الله علیه – با آن حال نقاهت ، آنطوری که شایسته است تبلیغ کرد.
این ملت خسته نمی شود. این ملت اینطور نیست که بگوید حالا که نرسیدیم به آن ، پس برویم سراغ کارمان . این ملت می بیند رسیده به آن . الان موج این نهضت شما و انقلاب شما، در عالم این موج رفته است ، در همه جای دنیا این موج پیروزی شما سایه افکن است
حالا که اینهمه جوان داده است و اینهمه خون داده است و اینهمه عزیزان را از دست داده است ، حالادیگر نمی آید بگوید که خیر، حالا همه ما را کشتید، دست شما درد نکند، بسم الله ! ما تاآخرین وقت و تا آخرین نفس ایستاده ایم و ملت ایستاده است و بحمدالله ، با قدرت داردپیش می رود.

شما قدرت نمایی در دنیا کردید. غافل از این قدرت نمایی نباشید.
سخنرانی 25 مهر 61 امام خمینی برای ماه محرم

...
هیچ از اسلام نمی دانید و لافی بیش نمی زنید.حتی به قدر عرب جاهلیت هم حرمت ماه حرام نگه نمی دارید .رجب که به گلوله بستید و محرم کردید...محرم را که عاشورا کردید؛با عاشورا چه می کنید؟
به قول او حیف اُف که بر شما باد!:)
بمب گوگلی غزه