‏نمایش پست‌ها با برچسب 17آذر.دانشگاه شهید بهشتی.درگیری.ضرب و شتم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 17آذر.دانشگاه شهید بهشتی.درگیری.ضرب و شتم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

17آذر در دانشگاه شهید بهشتی چه گذشت ؟(تکمیل شده)

از وقایع روز دانشجو و انچه که این دانشگاه پس از سالها به خود دیده بود کمابیش مطلعند دوستان!دانشگاهی که حتی انقلاب اسلامی نتوانست ان را به صحنه تظاهرات و راهپیمایی و...به مانند سایر دانشگاه های اصلی تهران بکشد؛این روزها در آن واحد هم تولدی دوباره یافت!هم رشد کرد و به بلوغ رسید و اکنون در عنفوان جوانی یک تحول است!
(وقتی جز نوادر سوابق انقلابی دکتر ولایتی حرکت چند نفره در دانشگاه ملی سابق در زمان شاه ملعون ؛موقعی که دانشجو این دانشگاه بوده اند ؛است{البته ایشان این را رسما جز سابقه مبارزاتیشان می دانند} خود بخوان که چه بوده این دانشگاه !
البته ناگفته نماند پرت بودن و دور بودن این دانشگاه از فضای رفت و امدی بین شهری و در چشم نبودن به هنگام هر گونه درگیری و از لحاظ جغرافیایی(از ضلع غربی که پرتگاه و کوه است.از ضلع شرقی بلوار و... که پرنده پر نمی زند و رفت و امد مردمی ای نیست.از شمال که هر چه ساخته شده مال خود دانشگاه است و خوابگاه ها ؛از جنوب که دار الزهرا و سالن اجلاس سران و بعد در ادامه چندین سفارت خانه و...) در موقعیت خطرناک بودن بر همه این امور افزوده میشده(ناگفته نماند که در اوج بگیر و ببندهای سالهای 78 و... این دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بودند که تحصن و تجمع های جلوی اوین را برقرار می کردند اما در داخل دانشگاه هیچ جو سیاسی و...نبوده از ابتدایی که ملی بود تا حالا که شهید بهشتی شده)و صد البته فضای آرام و رمانتیک و سبز و وسعت دانشگاه و هوای پاک و...نیز بر جو آرام؛محیطی علمی و تحقیقاتی و به دور از هرگونه تشنجی می افزوده تا این روزهای سخت و ناگوار که بر هر مسلمانی سخت می گذرد چه برسد به قشر فرهنگی و علمی و فرهیخته مسلمان جامعه
و خلاصه تحولی عظیم در جو این دانشگاه به وجود امد که اصلا نفهمیدیم چگونه و چه طوری و چی شد اصلا ؟!
البته نا گفته نماند فارغ التحصیل این دانشگاه (مهندس موسوی؛دکتر شریعتی؛دکتر میردامادی و...) و احوالات این روزهایشان بی تاثیر در این تحول شگفت نبودند!
و خلاصه ان شد که دانشگاه ما رنگ چماق بدستان را رسما و علنا دید امروز...سه شنبه 17 آذر یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت(برای ثبت در تاریخ)
عده ای لباس شخصی از بیرون از دانشگاه با هماهنگی حراست دانشگاه از اتوبوس های خود پیاده شده و وارد خیابان دانشگاه می شوند
بنا بر گزارشات 2 اتوبوس بوده اند!
{{اخه برادر من!خواهر من!هرکی!میخوای کار کنی این قدرها نیاز نیست تابلو باشی؟به این آسانی آبروی بسیج و نظام را نبر!کمی پیچیده و مشکلتر کن لااقل که وقتی سراغ اتوبوسهای پارک شده می روی بگویند از کرمان و بومهن و...آورده اند!اصلا صیغه اتوبوس کشی جمعیت اوردن ..هیچی...خوبه.کی گفته بده.راحتی مردمه...وظیفه است.امکانات داریم؛استفاده شو می بریم؛خیلی خوبه اگر قرار است این امکانات در اخیتار مردم باشد پس در اختیار همه مردم باشد}}
بگذریم!
حدود 100 نفر از بیرون وارد دانشگاه شدند!بسیجیان دانشگاه به آنان پیوستند!عده ای از اساتید کرسی حقوق بشر!!!!!!دانشگاه وتنی چند از اساتید معمم به جمعیت انان پیوستند ؛بنابر گزارشات تمامی مسئولین دانشگاه آنان را همراهی می کردند از رئیس دانشگاه تا رئوسای دانشکده ها تا تمامی کارمندان و تمامی حراستیان و... نماز را در میدان اصلی دانشگاه با فرشهای پهن شده خواندند!به روایت شاهدان شکسته نماز خواندن عده ای جای تعجب و سوال بود که با مثبت اندیشی می شود گفت قضای نماز صبحش یا... بوده ؛سپس شروع به راهپیمایی از میدان اصلی دانشگاه به سمت دانشکده حقوق(نمی دانمم چرا بلافاصله حقوق؛نوک کوه!؟..خوش آب و هوا تر است؟:دی کمترین فاصله از میدان اصلی دانشگاه تا یک دانشکده را دارد ...به هر حال...)رفتند و شروع به شعار دهی کردند.در ابتدای امر چون همیشه میدان اصلی دانشگاه ما برای مسابقات ورزشی یا فرهنگی و.. از این جور مراسم ها که عده ای بیایند از بیرون با بار و پرچم و... عادی است برای دانشجویان توجهی را چندان جلب نکرد؛ ضمن انکه دانشگاه در روز سه شنبه نسبت به دوشنبه از دانشجویان کمتری -به دلیل واحد گیری و ارائه دروس- برخوردار است؛اما سردادن شعار ها و مستقر شدن دوربینهای حرفه ای چیز دیگری بود...چند دقیقه ای گذشت تا دانشجویان خود جوش و بدون هیچ هماهنگی در مقابل آن جمعیت گرد امدند(فیلمی که صدا و سیما پخش کرد زیر یک دقیقه بود...با دوربین حرفه ای ) که همین جمعیت خود جوش دو برابر جمعیت آورده شده به دانشگاه بوده!در حالیکه طی گزارشات جمعیت آورده شده به دانشگاه و بسیجیان و مسئولین و... به 150 نفر می رسید !و جمعیت دانشجویان که با هیچ برنامه ای برای راهپیمایی نبوده و تنها به خاطر توهین ها و شعارها و تحریک های انجام شده آمده بودند و جمع شده بودند به 350 نفر می رسیده!عده ای هم گفته اند جمعیتها 200 به 300نفر بوده!
کم هم نیاورده استفاده بهینه کردند از چوبهای پرچم!برای زدن!
زورشان هم در مشت و پاهاشان خشکیده بود ؛ تقویتش کردند
از بسیج کارکنان نیز دیده می شد در جمعیت گویا!
بنابر گزارشات در درگیرهای انجام شده اساتید!!دانشگاه دخالت کرده و جدا کرده اند و نگذاشته اند بیشتر از این ضرب و شتم ها ادامه یابد!(از این حرکت اساتید خیلی خوشم امد؛حالت پدرانه رفتار کردن بین دانشجوها و جلوگیری از زد و خورد و... :دی )
جمیعشان را به مقابل سلف مرکزی و دانشکده مدیریت و حسابداری برده و شعارهای "موسوی کم اورده" ؛ "مرگ بر ضد ولایت فقیه"؛"مرگ بر منافق" ؛" دانشجو حیا کن...موسوی رو رها کن "؛" موسوی,اوباما..پیوندتان مبارک" ؛"موسوی؛اسرائیل..پیوندتان مبارک"و... پرداختند(جالب انکه گویا شعار اتحاد نیز سر داده شد؛از کی تا حالا با ضرب و شتم ؛ اتحاد را حالی دانشجو می کنند؟){{بنا بر فیلمهای گرفته شده توسط دانشجویان گویا جمعیت شعار "اتحاد؛اتحاد...عامل ننگ و فساد"!!!!!!! را سر می دادند که تا کنون هر چه تلاش کردم نتوانسته ام بفهمم یعنی چی؟و یا درست شنیده نمی شود ؟ درست خوانده می شود؟ یا...؟به هر حال این شعار را در حاشیه می نویسم}}
شعار دهی از مقابل هم سر گرفت "مرگ بر دیکتاتور"؛"الله اکبر"؛"توپ؛تانک؛بسیجی دیگر اثر ندارد"؛"یا حسین..میر حسین "؛"دانشجو می میرد...ذلت نمی پذیرد"؛"دولت کودتا...استعفا؛استعفا"؛ و خواندن سرود یار دبستانی و..پرداختند.
این شعار دهی متقابل موجب تشنج در دانشگاه شده
هیچ دانشجویی تا کنون بازداشت نشده!
دانشجویان در مقابل دانشکده حقوق و در مقابل هم دو طرف به شعار دهی پرداختند!سپس هر دو جمعیت مسیرهای اصلی دانشگاه را طی کرده اند !
این درگیریها تا بعد از ظهر ادامه داشته
ناهارشان داده شد؛اتوبوسهایشان آمد و به دیار خود مسافران برگشتند.
این را فهمیدند که دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی جماعت اکثرا ؛عمرا اگر بلد باشد در گیر شود و بزند !با گربه ها و سگهای ولگردی( وگاها در اوج سرما و برف زمستانی به شدت گرسنه) که از کوه می آیند دانشجویان این دانشگاه طرح های مسالمت امیز ریختند ؛چماق به دست که استغفرلله!:دی
این که یکی موی سر پسران را در مشتهایش بگیرد و دیگری از دور جفت پا برود در شکمش صیغه چندم قانون اساسی وحشی گریتان است ؟کلا ها...یعنی...یک نسخه هم به ما بدهید؛لااقل بدانیم !
پلاکادر ها؛پرچم ها؛پوسترها و...ی یکسان در دانشگاه به تعداد فراوان نشانه مردمی بودن این حرکت است یا سازمانی(بهتر است بگوئیم نظامی یا سپاهی وقتی بسیج رسما اعلام می کند)بودن حرکت؟
اکثرا..یعنی قبلا ها پرچم ها با میله ای پلاستیک داده میشد بین مردم!چرا حالا با چوب ِقطر ِفلان داده می شود؟
17آذر چه مناسبتی برای راهپیمایی در داخل دانشگاه دارد ؟!
وقتی مسجد دانشگاه جای دارد به حد آن جماعت(البته قسمت برادران را دقیقا نمی دانم ولی گفته می شود دو برابر قسمت خواهران است) و خالی است ؛در این سرما بیرون نماز خواندن دقیقا نیت الهی و قربی وافر دارد.شک نمی کنم! سردشان شده بندگان خدا !هوای دانشگاه شهید بهشتی واقعا سرد است این روزها...زمین یخ است حتی اگر موکت و فرش پهن باشد .ها؟(اگرچه شخصا این قدر در فضای باز نماز خواندن به جماعت را دوست دارم که حد ندارد...حالا نماز جمعه باشد؛روز قدس باشد یا نماز ظهر عاشورا یا...نمی دانم اگر می بودم می رفتم نماز بخوانم یا نه؟اقتدا نمی کردم به یقین ولی )
بگذریم...
می خواستم از حراست هم تشکر کنم که حتی یک لحظه هم نگذاشت دانشجویان اکلاسهایشان را ول کنند و به شعارهایی که علیه شان داده می شود پاسخ گویند که علم اموزی شعار له و علیه نمی شناسد همی گویا حتی ! و از اینکه مامور حراست دانشکده حقوق درب ها را بست و... نیز تشکر کنم به نوبه خودم .حرکتشان آدم را یاد بابای مدرسه می اندازد!
که وقتی دانشجویان این حرکت را می بینند که دانشجویان مبحصو در دانشکده برای همراهی با دانشجویان بیرون از پنجره رو به خیابان دانشکده شعار می دهند؛ شعار می دهند "آزادی اندیشه...از پنجره نمیشه "
وقتی خودشان اصرار دارند بگویند بسیجی اند که چنین می کنند و چنان.بسیجی اند با لباس و جلیقه"بسیج ناحیه جماران"که در خیابان باتوم به دست مردم را می زند و گاز فلفل و اشک اور دارد و کلت به کمرش هست؛وقتی خوشان اصراری این گونه دارند ما نیز بر اصرارشان احترام گذاشته و از کلمه"بسیجی"و نه "بسیجی نما" و بوق و...اصطلاحاتی دیگر استفاده کردیم.اگرچه اصلا نمی پسندم و وعذاب وجدان دارم وقتی تایپ می کنم "بسیجی"!قرار نیست به خاطر اعمال عده ای؛ارزشی زیر پا گذاشته شود که!
دانشگاه یکی از بهترین و اساسی ترین محل تضارب آرا و بیان عقیده ها و...است.اگر بدون درگیری؛ضرب و شتم؛ خون و خون ریزی این عمل انجام می شد کار زیبایی بود تا بیان شود هر دو طرف(از خود دانشجویان خود دانشگاه و نه حتی دانشگاه های دیگر چه برسد به اتوبوس کشی و...) راهپیمایی کردند و"حرف "های خودشان را زدند و نه یکدیگر را !اصلا ضرب و شتم در فرهنگ دانشجو و دانشگاه جایگاهش کجاست؟
این پست بنابر روایت شاهدان و بنابر فیلمهای منتشر شده در نت نوشته شده اگر باید تصحیح صورت بگیرد و یا اشتباهی نقل شده و یا نیاز به تکمیل دارد و یا پیشنهادی برای نوشتن یک گزارش بی طرفانه هست ؛بنویسید!حتما ..لطفا
این پستها تنها مجموعه ای از نقل و روایات و فیلم هاست !چون خود شخصا شاهد نبوده ام صحیح یا غیر صحیح بودن ان بر عهده خوانندگان است!
لینک های بازتاب خبری دانشگاه ( + و + و..)
فیلمهای 17 آذر دانشگاه( + و + و + و + )(در فیلم دوم یکسری از تقابل شعارها داده می شود وقتی شعارهای "مرگ"متقابل می دهند!)
فیلم از جمعیت متقابل ندارم و گویا شیر نشده در نت که بتوانم در یک جا جمع کنم !یا هنوز شاید لینکش به خوبی منتشر و بالا نیامده!!اگر شده دوستان بدهند فیلم یا لینک را که قرار دهم !غیر از فیلمی که دوربین صدا و سیما گرفته است البته!نقلی از جمعیت های متقابل که کاملتر باشد نیافته ام!سعی شده فیلم ها و روایت یکجا جمع شود!
در آخر
جمله ای از مرجع عالیقدر آیت الله بهجت (ره) :
ما آمده ایم که با زندگی کردن ؛قیمت پیدا کنیم
نه به هر قیمتی زندگی کنیم!
بمب گوگلی غزه