قبل از نوشتار :
دنبال نوشته ای غیر کوتاه نباشید.
نوشتار :
حقیقتش را بخواهید زمانی مرگ را باور کردم که اونو زیر سنگ قبر دیدم. قبل از اون لحظه هم مسلمان بودم هم معتقد اما باور کنید که باور داشتن با دونستن متفاوته .
وقتی اون با همه عظمتش زیر خلوار ها خاک رف ؛ وقتی اون همه عظمت و شور و نشاط ..بی اختیار روی دستان ی عده دیگه بود... باور کردم چیزی به نام مرگ در وجودم دائم وول می خوره .
امروز دوباره..من بودم و سنگ مزارش.. و باز باور مرگ و باز باور اینکه ی چیزی ته دلم هست که دلش می خواد یادش بره همین لحظه من هم مسلمانم هم معتقد. باور داری؟!
بعد از نوشتار :
سفرت به خیر ! خوشحالم بر گشتی!